حقوق مردان و خانواده
بحث ها و پیشنهاداتی در خصوص تأمین امنیت اقتصادی و روحی مردان در خانواده
این مطلب در مورد وبلاگ خانمی است که خود را آنتی فمینیست می دانند. برام خیلی جالب بود که زنی مخالف تبعیض به نفع زنان باشد. کنجکاو شدم و به وبلاگ ایشان سر زدم. پیش از هر گون قضاوتی در خصوص وبلاگ این خانم محترم، به تحلیل مختصر چند سخن ایشان می پردازم تا بدانیم آیا به زنی مخالف تبعیض به نفع زنان بر خورده ایم یا اینکه احیاناً با حرف های قبلی وتنها در قالبی جدید برخورده ایم.

حرفهایم را با مخاطب قرار دادن نویسنده ی وبلاگ http://jensebartar.blogfa.com/ نگاشته ام:

نظر شما رو در وبلاگ آنتی فمینیست دوستم (http://iranantifeminism.blogfa.com/) دیدم. برایم جالب بود و امیدوار شدم که هنوز زنانی هستند که زنانگی را نشانه ی برتری بر مردان ندانند و انسان ها را برابر در نظر بگیرند. اما...
به وبلاگ شما سر زدم؛ دیدم؛
"برتری جنسی به این معنی نیست که جنس برتر مقامش از جنس دیگه بالاتره." خیلی قشنگ بود، خیلی منطقی بود
"برتری پسرها به این معنی نیست که دخترا هیچ امتیازی نسبت به پسرا نداشته باشن اما بحث امتیاز از برتری جداس" این هم قشنگ بود و حتماً اعتقاد دارید که برعکس این هم درست است یعنی: «برتری دخترها به این معنی نیست که پسرها هیچ امتیازی نسبت به دخترها نداشته باشند اما بحث امتیاز از برتری جداست»
اما ...
اما "فقط دخترها برای اینکه نظر خودشونو دقیق تو این زمینه اعلام کنن به ادامه مطلب برن و تو نظر سنجی شرکت کنن" !!!! خب اولین محدودیت برای مردان به خاطر جنسیت در وبلاگ شما!

باز هم وبلاگتان را خواندم...
"این مطلب می رسونه که برتری مرد جنبه مسئولیتی داره نه جنبه منفعتی.اصلاً برتری مرد برای زن هست و سودش به زن می رسه مثل این که پولی تو بانک باشه اما این پول مال تو باشه خود بانک حق استفاده از اون پولو نداره اما از دستت نمیره و هرطوری هم بشه بانک باید به تو جوابگو باشه. هرچقدر هم در عوض این موضوع وجود زن در تصاحب مرد باشه مرد حق نگاه منفعت پرستانه به زن و نادیده گرفتن کرامت انسانی او رو نداره و با برتری خودش باید هوای زن رو داشته باشه"

جالبه. به ندرت دیده بودم که جایی برتری برای یک فرد فقط و فقط در بیشتر بودن مسئولیت هایش بروز کند! اگر موافق برتری برای پسرها نیستید خب لازم نیست برتری را به گونه ای دیگر معنی کنید؛ میتوانید از ابتدا بگویید مردان برتری ندارند. همانطور که ما میگوییم زنان برتری ندارند.
میدونید؟ یک بحث منطقیه؛ مسئلیت ها با اختیارات فرق می کند. آنچه برای کسی برتری محسوب می شود همواره باید له او باشد نه علیه او. مسئولیت علیه افراد است و اختیارات له افراد. تکالیف علیه افراد است و حقوق له افراد. ندیده اید که افراد را به خاطر مسئولیت هایشان و تکالیفشان بازخواست می کنند؟ اگر شما منظورتان از مسئولیت، اختیارات است پس لطفاً کلمه اش را صحیح به کار ببرید. اگر منظور شما از تکالیف، حقوق است پس لطفاً کلمه اش را صحیح به کار ببرید.
 پس جمله ی "برتری مرد جنبه مسئولیتی داره نه جنبه منفعتی" یا کلمات رو درست به کار نبرده یا اساساً می خواهد مفهوم را بپیچاند. ببینید مسئول بدون اختیار همان چاکر و نوکر و غلام خانه است. زمانی که مسئولیت با اختیارات پیوند بخورد و حقوقی برای مرد در نظر گرفته شود آنگاه با غلام خانه تفاوت می کند و تبدیل به آقای خانه می شود.
اما سوال اینجاست که چرا در آخر، شما نگاه منفعت جویانه نسبت به مرد را برای زن جایز میدانید و می گویید: "اصلاً برتری مرد برای زن هست و سودش به زن می رسه مثل این که پولی تو بانک باشه اما این پول مال تو باشه خود بانک حق استفاده از اون پولو نداره اما از دستت نمیره و هرطوری هم بشه بانک باید به تو جوابگو باشه."

ببینید شما داشتید از برابری صحبت می کردید چه شده که یکباره مرد را از برتری به برابری رساندید و بعد زن را از برابری به تملک مرد رساندید؟

راستش خیلی ها سعی می کنند بین مفهوم "حق" و "تکلیف" به گونه ای خلط کنند که در آخر زن را برتر ماجرا و صاحب حق و مرد را تنها مقهور تکالیف نشان دهند و نام خود را آنتی فمینیست یا فمینیست مسلمان می دانند. امیدوارم شما جزو آنها نباشید.


به درخواست مدیریت محترم وبلاگ "جنس برتر" این مطالب افزوده می گردد و در پایان پاسخ حقیر را ملاحظه می فرمایید:

من به هیچ عنوان منفعت پسرا رو در برتر بودنشون انکار نکردم و جاهای مختلف وبلاگم به این موضوع پرداختم که منفعت برتری مرد حق زن و مرد باهم هست و توقع نداشتم شما فقط با نگاه به 1 پست که به خاطر جا انداختن یکی از زوایای موضوع با بیان خاص نوشته شده اینطور قضاوت کنین تو همین پست هم اگرچه گفتم منفعت برتری مرد برای زن هست اما این جمله چنین چیزی رو انکار نمی کنه که خود مرد هم از منفعت برتری خودش حظی داره که جاهای دیگه وبلاگ بهش پرداخته شده و شما باید اینو درک کنین که بعضی جاها بیان اینچنینی نیازه تا گام اول باشه برای خانمایی که تا قانع شدنشون خیلی راه هست مثال بانک هم اشاره به مسائلی مثل نفقه زن داره که در هر صورت به گردن مرد هست و این چیزی از سهم حق و حقوق خود مرد رو انکار نمی کنه
برتری مرد هم حق مرد هست و هم وظیفه و هر کس به همون اندازه حق داره که وظیفه داره و مرد چون مسئولیت بیشتری نسبت به زن داره حق بیشتری رو هم داره و این عین عدالت هست پس اگه جایی تو وبلاگ به دلائلی فقط به 1 زوایه پرداخته شده دلیل بر این نمیشه که به جاهای دیگه وبلاگ که به بقیه زوایا پرداخته توجه نکنین
جالب اینه که کسی مثل شما چنین برداشتی از وبلاگ من می کنه در حالی که خیلی های دیگه حتی از بین آقایون به وبلاگ من انتقاد دارن که چرا با این حرفها مردا رو پررو می کنی!!!
اینجا هم میگم که برتری مرد جنبه مسئولیتی داره و نه منفعتی به این معنی که مرد نباید از برتری خودش سوء استفاده کنه و دنبال منفعت پرستی باشه و با قدرتش به زن ظلم کنه اما این حس منفعت پرستی چیزی غیر از اون منفعت مشروع هست که هم زن ازش بهره می بره و هم مرد و تازه علاوه بر این مرد به خاطر مسئولیتهایی که در برابر زن به عهده گرفته حقوق متقابلی بر گردن زن داره و زن به ازای قبول مسئولیت مرد باید خودش در اختیار مرد باشه به عبارت دیگه برتری مرد فقط جنبه مسئولیتی داره و جنبه مقام انسانی نداره در واقع اینجا کلمه «فقط» مقام انسانی رو از بحث خارج کرده و نه حق و منفعت مشروع رو
پس لطفاً با دقت بیشتر و به طور کامل مطالب وبلاگ منو بخونین چون بعضی پستهای وبلاگ در جواب همدیگه هست
ضمناً خواهشی که ازتون دارم اینه که این نظر منو زیر مطلب پست خودتون کپی کنین تا با سوء تفاهمی که ایجاد شده حق من ضایع نشه.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاسخ بنده:
_فرمودید:
 "تا گام اول باشه برای خانمایی که تا قانع شدنشون خیلی راه هست"
خیلی بعید میدونم ارائه ی بیان دیگری از حرفهای مرد ستیزانه عملاً این خانم ها را در عدم مرد ستیزی قانع کند.

_فرمودید:"خیلی های دیگه حتی از بین آقایون به وبلاگ من انتقاد دارن که چرا با این حرفها مردا رو پررو می کنی"
به هر حال جنسیت میزانی برای سنجش حقانیت کلام نیست. خیلی از مردها به خاطر ظلمهایی که قبلاً به زنان یا دوستان مونث خود کرده اند در عذاب وجدانی دائمی به سر میبرند. بله ما منکر این نیستیم که ممکن است به زنی هم ظلم شود ولی نمیدانیم چرا فمینیست ها اساساً منکر این هستند که ممکن است مردی در معرض ظلم زنی قرار گیرد!

_فرمودید:
"زن به ازای قبول مسئولیت مرد باید خودش در اختیار مرد باشه"
یعنی چی؟ در اختیار بودن را لطفاً معنی کنید. اگر منظورتان مباحث جنسی است که کاملاً برایتان متاسفم چون زن را کالای جنسی دانسته اید. این نگاه بسیار نگاه بدی به زن است. ازدواج، مشارکت در زندگی است نه مبادله ی ثروت و سکس


در خاتمه عرض می کنم که هیچ کجای اسلام برتری به معنای زور گویی نیست. این را همه ی مخاطبان می فهمند و لزومی ندارد مفاهیم را بپیچانیم. برتری به معنای داشتن برخی حقوق است. اما برتری ما به ازای چیست؟ یعنی چرا یک انسان برتر شده است؟ زیرا مسئولیت قبول کرده است. پس برتری را خداوند به ازای مسئولیتی که مرد پذیرفته به وی اعطا کرده است. «وظیفه» پاداش وظیفه نیست. حق پاداش وظیفه است.
پس برتری ماهیتاً یعنی حق و اختیار نه تکلیف و مسئولیت.
حالا شما میخواهید با تکرار حرف عده ای (با بیانی دیگر) خود آن ها را قانع کنید خود دانید.


برچسب‌ها: الرجال قوامون, حقوق خانواده, حقوق مران, مسئولیت مرد, آنتی فمینیسم
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم بهمن 1391 توسط برزو |

شروط ضمن عقد به هر شرطی گفته می شود که طرفین ضمن قرارداد اصلی آن شرط می کنند. این شروط در هر قراردادی می تواند وجود داشته باشد حتی در قرارداد ازدواج.

اگرچه در کشورما این گونه جا افتاده است که شروط ضمن عقد تنها حق زنان است و مردان می بایست اجباراً آن ها را امضا کنند اما باید گفت به هیچ وجه این گونه نیست.

هم اکنون 13 شرط ضمن عقد در سند های ازدواج به صورت چاپی قرار گرفته است که هر یک بیانگر تعهدی از سوی مرد نسبت به زن می باشد. اغلب مردان با این ذهنیت نادرست که امضای این شروط از طرف دولت اجباری است اقدام به امضا می نمایند و برخی دیگر نیز برای رهایی از فشار هنجاری و اتهام این کار را می کنند.

مثلاً در مورد حق طلاق زن در صورت ازدواج مجدد مرد، چنانچه مرد این شرط را امضا نکند عرفاً برداشت می شود که وی قصد ازدواج مجدد دارد در حالی که وی تنها می خواهد زمانی که همسرش به اعتیاد و امثال آن گرفتار شد این کار را بکند و زنش نیز حق طلاق نداشته باشد اما فشار هنجاری این اجازه را به مرد نمی دهد.

اما چرا این شروط چاپی است؟ چرا اختیار درج یا عدم درج این شروط در اختیار دختر و پسر قرار داده نشده است؟ آیا عقد ازدواج موارد خلاف عدالتی در درون خود داشت که لازم بود این شروط آن موارد را اصلاح کند؟ اگر این گونه بود چرا در قانون خود عقد را تغییر ندادند و شروط را ملحق کردند؟

این موضوع دو علت دارد:

1.در چند سال اخیر قانون گذاران و مجریان قانون به نوعی خود را در جایگاه متولیان حقوق زن احساس کردند و چون خیلی واضح است که 99 درصد قرارداد های عموم مردم طبق الگوهای چاپی انجام می شود این اقدام صورت گرفت.

2.برخی زنان می خواستند شروط ضمن عقدی را قرار دهند اما تخصص نگارش آن را نداشتند. در نتیجه ممکن بود نحوه ی نگارش به صورتی انجام شود که بی تأثیر باشد. در اینجا حقوق دانان بر خود لازم دیدند در راستای حمایت از زن با خبرگی خودشان شروط ضمن عقد را نگارش کنند و موارد ممکن را پیش بینی نمایند.

اما چرا  در راستای حفظ خانواده هیچ کس تلاشی برای جلوگیری از اعمال حق حبس ـ که تاکنون بارها بر غیرمنطقی بودن آن در شرایط امروزی اشاره کرده ایم ـ مبذول نداشت؟

البته پاسخ روشن است زیرا دعوی بر سر حقوق زن بوده نه حقوق خانواده. هر ساله هزاران جوان گرفتار مهریه های نه چندان غیر معمول راهی زندان می شوند اما همچنان هیچ شرط چاپی برای محدود نمودن حق مطالبه ی مهریه در سند های ازدواج درج نمی گردد.

اما قضیه به اینجا ختم نمی شود. قراردادن شروط چاپی نشان از نابرابری عمیق فرصت ها در جامعه ی ما دارد. نابرابری در فرصت های از بین رفته ی مردان. با وجود اینکه 60 درصد دانشگاه ها را دختران تشکیل می دهند و عموماً دخترها مدارک دانشگاهی بالاتر و به نوعی امکانات سواد آموزی بیشتری دارند اما حقوق دانان باز هم به شکل یک طرفه به یاری آنان شتافته اند تا شروطی ماهرانه به آن ها پیشنهاد دهند در حالی که پسران را که از لحاظ تحصیلات پایین تر از دختران قرار دارند به حال خود رها کرده اند. فرصت برابر برای بهره مندی از خدمات رایگان حقوق دانان خبره و بهره مندی از امکانات چاپی سندهای ازدواج به هیچ وجه به مردان داده نشده است.

نابرابری جنسیتی یعنی همین. در این راستا مولف با نظر خود شروطی را به پسرها پیشنهاد می دهد تا با درج آن حداقلی از حقوق از دست رفته در ازدواج را به دست آورند.

البته لازم به تذکر است که پیش از درج این شروط حتماً با یک حقوق دان خبره در خصوص آن ها و نگارش متن آن مشاوره نمایید. ممکن است برخی قسمت ها از قلم افتاده یا نا درست نگاشته شده باشد.

زوجه ضمن عقد نکاح/ عقد خارج لازم به زوج وکالت بلا عزل با حق توکیل به غیر ولو کراراً داد تا در موارد زیر تمامی صداق را از طرف زن به خود به شکل بلا عوض و غیر قابل رجوع تملیک نماید و چنانچه مهریه به صورت دین باشد ذمه خود را ابرا کند؛

1.هرگاه زن قبل از اولین نزدیکی مطالبه مهریه کند

2.هرگاه زن بدون دلیل موجه از تمکین شوهر خودداری کند

3.هرگاه زن به جهت عقیم بودن مرد بخواهد طلاق وکالتی بگیرد

4.جنون زن

5.مضروب شدن مرد از سوی زن

6.هرگاه زن بخواهد به علت نفقه نگرفتن از مرد طلاق وکالتی بگیرد و علت نفقه ندادن از سوی مرد اختیاری نباشد

زوجه محترم بدینوسیله اظهار میدارند کلیه اموری که در منزل یا برای زوج و فرزندان انجام خواهند داد تبرعاً و با قصد محبت و ابراز علاقه خواهد بود و هرگاه بدون قصد تبرع کاری را انجام دهند از قبل به شکل قابل اثباتی این عدم تبرع را به اطلاع زوج خواهند رساند.

 

نقل با ذکر منبع مجاز است


برچسب‌ها: شروط ضمن عقد, حقوق مرد, اجرت المثل, نفقه, مهریه
نوشته شده در تاريخ دوشنبه پانزدهم آبان 1391 توسط برزو |
ضمن تشكر از همه كاربران محترمي كه در نظر سنجي شماره 1 شركت نمودند؛

سوال اين نظر سنجي اين بود كه:

«به نظر شما در جامعه ي ايراني تحصيلات دانشگاهي كدام جنسيت بيشتر به نفع خانواده خواهد بود ؟»

اين نظر سنجي به مدت يك ماه روي وبلاگ قرار گرفت و نتايج زیر به دست آمد:

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/


برچسب‌ها: حقوق مردان, حقوق زنان, سهميه بندي دانشگاه, زندگي مشترك, ازدواج
نوشته شده در تاريخ سه شنبه چهاردهم شهریور 1391 توسط برزو |

هرگاه جریان زنگرایی در کشور در مقابل اسلام ایستادگی کرده است به نوعی کنار زده شده و عزلت برگزیده است. از همین روی این جریان سالیان زیادی است که راه خود را از میان اعتقادات دینی مردم یافته است. در سالهای اخیر عده ای فرصت طلب با راه اندازی دو موج همزمان جعلی دانستن برخی گزاره های اسلامی و تفسیر معکوس به پراکنی التقاطات در حوزه خانواده پرداخته اند.

آیه 34 سوره مبارکه نساء

اصلی ترین گزاره ای که در این راستا مورد هجوم قرار گرفته است آیه 34 سوره مبارکه نساء است؛

«الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَی النِّسَاء بما فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَی بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ به ما حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا»

قرآن در این آیه می فرماید: مردان سرپرست زنانند، به واسطه برخی توانایی های برتر مردان نسبت به زنان و به واسطه مسئولیت های مالی مردان نسبت به زنان. زنانی هستند که متواضعند، و در غیاب (همسرخود) اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقی که خدا برای آنان قرار داده است حفظ می‌کنند؛ و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشی و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید. و اگر مؤثر واقع نشد، در بستر از آن‌ها دوری نمایید و اگر هیچ راهی جز شدت عمل، برای وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود آن‌ها را تنبیه کنید و اگر از شما پیروی کردند، راهی برای ظلم برآنها نجویید. همانا خداوند بلند مرتبه و بزرگ است.

همانطور که از ظاهر آیه شریفه به وضوح پیداست، این آیه در مقام بیان اختیارات و حقوق مردان و حدود آن است نه صرفاًبیان وظایف آنان. بنابراین بسیار نادرست است اگر معنای قوّامیت (سرپرستی) را صرفاً مسئولیت بدون حقوق و اختیارات در نظر بگیریم. مسئولی که اختیار و حقوقی چون حق امر و نهی نداشته باشد عملاً با نوکران و غلامان خانه هیچ تفاوتی نمیکند. قطعاً این آیه شریفه نفرموده است «مردان غلامان زنانند!» بلکه فرموده مردان هم مسئولیت در مورد زنان و هم ریاست بر زنان دارند. از ادامه آیه نیز به رسمیت شناختن حق ریاست مرد به روشنی پیداست.

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

شأن نزول آیه

شأن نزول این آیه نیز مؤید همین مطلب است. حسن بصري، قتاده، ابن جريح، سدي، زهري، سفيان ثوري، مقاتل، هشام كلبي، ابورزق، مجاهد، علي بن ابي طلحه، عطاء و... قضیه ای را گزارش نموده‌اند كه شأن نزول این آیه است؛

آيه مذكور در مورد زن ناشزه‌اي است كه به دليل  نشوز، از طرف همسرش مورد ضرب قرار گرفته بود. طي اين گزارش، پدر اين زن به همراه او به محضر رسول خدا صلي الله عليه و آله رسيد و از داماد خويش شكايت كرد و خواستار قصاص شد، آن‌ گاه آيه «الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَي النِّسَاءِ ...» (النساء: 34) فرود آمد و حكم مسئله را روشن كرد و قصاص مرد را در صورتي كه به دليل نشوز، زنش را تنبيه تأديبي كرده باشد لغو نمود. (طوسي، 1419 هـ ق، ج3، ص 189).

گفتار معصومین

در این معنا احادیث زیادی از پیشوایان معصوم دین به ما رسیده است که به مخاطبان ارجمند ارائه می گردد؛

رسول اکرم (ص) در سخنی فرموده‌اند: «إذا صلت المرأَه خمساً و صامت شهرها و حجت بیت ابها و أطاعت زوج‌ها و عرفت حق علی (ع) فتدخل من أی ابواب الجنان شاءت»

اگر زن در طول زندگی خود، نماز های واجبش را به جای آورد، روزه ماه رمضانش را بدون عذر ترک نکند و حج خانه خدا را به جای آورد و همسر خود را اطاعت کرده فرمانبردار باشد و ولایت امیرالمومنین (ع) را بشناسد، از هر دری که بخواهد وارد بهشت می‌شود.

حاصل اطاعت پذیری از خدا و همسر این است که بدون محاسبه مورد عنایت ذات پروردگار متعال قرار می‌گیرد و در قیامت وارد بهشت می‌شود.

 

مرحوم کلینی در «کافی» از امام صادق (ع) روایتی را نقل کرده است: در زمان رسول خدا (ص) یکی از انصار برای کاری از شهر خارج شد و با همسرش قرار گذاشت که تا بازگشت او از خانه خارج نشود. در این بین به خانم خبر دادند که پدرش مبتلا به کسالت و بیماری شده است او کسی را محضر رسول اکرم (ص) روانه کرد که با توجه به این عهدی که با همسرم دارم آیا به من اجازه می‌دهید برای عیادت پدرم که مبتلا به کسالت شده است از خانه خارج شوم، حضرت فرمودند: در خانه‌ات بنشین و شوهرت را اطاعت کن. مدتی گذشت. حال پدر او بدتر شد و باز شخصی را به حضور پیغمبر (ص) روانه کرد که حال پدرم خیلی بدتر شده است، ایا اجازه می‌دهید او را عیادت کنم؟ باز جواب همان بود؛ که در خانه‌ات بنشین و شوهرت را اطاعت کن چند روز گذشت؛ کسی را فرستاد و گفت: یا رسول الله! پدر مریض من از دنیا رفت، آیا اجازه می‌دهید برای نماز و مراسم او شرکت کنم؟ حضرت فرمودند: در خانه بنشین و با عهدی که با همسرت بسته ای وفادار بمان – درآن زمان هم خود رسول خدا (ص) و هم اصحاب در این قبیل مراسم شرکت می‌فرمودند- مرد که دفن شد پیغمبر (ص) بلافاصله کسی را که به خانه آن زن فرستادند تا به او بگوید فرمانبرداری و التزام تو به اطاعت از همسرت، باعث شده که خداوند به خاطر تو، تو و پدرت را بیامرزد.

درنتیجه مخالفت جریانات زنگرایی با حق ریاست شوهر در خانواده بدون توجه به مسئولیت های مالی و معنوی مرد در خانواده با نصّ صریح قرآن مخالفت دارد. در این راستا عده ای کوشیده اند قوامیت را حمل بر صرف مسئولیت کنند که البته ادامه آیه، خود بهترین پاسخ این یاوه گویان است.

منابع:

پایگاه اینترنتی راسخون

میزان الحکمه ( ترجمه فارسی)، محمدی ری شهری، محمد، قم: دار الحدیث، 1379

سیری در رساله امام سجاد علیه السلام، گفتار حضرت آیت الله یثربی، انتشارات فرهنگ آفتاب، 1382

گنجینه معارف، رحمتی شهرضا، قم: نوید اسلام صبح پیروزی، 1385

بهشت اخلاق، نیلی پور، مهدی، قم: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)، 1386


برچسب‌ها: الرجال قوامون, حقوق خانواده, حقوق مردان, حقوق زنان, آیه 34 سوره نسا
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم شهریور 1391 توسط برزو |

در ایران پسرها قانوناً وظایفی را دارا هستند که محوریت آن اقتصاد و امنیت ملی است. این وظایف از یک تلقی نسبت به جنس مذکر نشأت گرفته است و آن تلقی این است که مردان مسئول اقتصاد و امنیت خانواده و جامعه هستند. در این میان هستند پسرانی که بسیار علاقه مند به پیمودن مدارج علمی و تحقیقاتی خود می باشند اما به علت فشار هنجاری در خانواده و اجتماع و همچنین فشارهای قانونی دولت هرگز موفق به این امر نشده و برای همیشه از برنامه زندگی خود باز می مانند.


وضعيت پسرها

وقتی به پای درد دل این پسرها می نشینیم از داغ دلشان با خبر خواهیم شد. یک جوان ایرانی که از یک دانشگاه معتبر کانادا واجد شرایط بورس تحصیلی شده است میگوید: معلوم نیست سازمان وظیفه عمومی اجازه خروج به من بده. تازه اگر هم اجازه بده من میخوام بیام و هیئت علمی بشم ولی وقتی برگردم تازه باید پیگیر خدمتم باشم. امیررضا می گوید: قصد داشتم در کنار گذراندن دوره ارشد کلاس آمادگی آزمون دکتری هم بروم ولی اینجوری دوره ام طولانی میشه و به سربازی بر میخورم. علیرضا میگه بابای من بیمه نداره و از کار افتاده شده. خواهرم دانشگاه آزاد میره. من باید کنار درسم کار دانشجویی کنم تا هم کمک بابام باشم هم خرج تحصیل خواهرم در بیاد. ای کاش میتونستم برا ارشد هم بخونم. امید میگه برا چی برم دانشگاه؟ اگه بخوام دانشگاه برم و یه جای رسمی کار کنم، اونوقت باید سربازی هم رفته باشم. محمد رضا میگه خدمتم تموم شده. الان که اومدم تو مصاحبه های تخصصی رد میشم چون خیلی چیزها از یادم رفته.

مادر اشکان تو استرالیا اقامت داره. قرار بود اشکان دوره کارشناسی رو تو یه دانشگاه تاپ استرالیا بگذرونه. ولی مشکل سربازی بهش اجازه نداد. حسام میگه انگار هر چقدر هم که توانایی داشته باشی باید دو سال عمرت رو بدون کارایی خاصی زیر پرچم باشی چون حضور فیزیکیت اهمیت داره! محمد صالح میگه استخدام های دولتی و شبه دولتی برای مردها خیلی محدودیت داره. دخترهای ترم آخری راحت این آزمون ها رو شرکت میکنن و اگر قبول بشن استخدام میشن ولی ما باید به سرعت درسمون رو تموم کنیم و سربازیمون رو بریم بعد اگر چیزی تو ذهنمون مونده بود بیایم آزمون بدیم. تازه اگه دیر به خودمون بجنبیم که سن استخداممون تموم میشه. امیر میگه بابام آلزایمر داره. باید همه حواسم به خودشو و داروهای گرونش باشه. یه تاکسی هم تازه گرفتم که روش کار کنم. اصلاً وقت درس خوندن ندارم. مهرداد میگه میخواستم ارشد قبول بشم ولی برای اینکه به خدمت نخورم مجبور شدم شبانه روز درس بخونم که همین امسال شرکت کنم و چندماه خانواده ام رو هم ندیدم.


امنیت لازم، اما فرصت های آقایان ارزشمند!

بله قبول داریم که امنیت ملی برای کشور لازم است و فعلاً امکان ایجاد ارتش تخصصی وجود ندارد. می دانیم اگر ما پسرها سربازی نرویم امنیت کشور تأمین نمیشود. اما این فرصت هایی که ما به خاطر سربازی از دست می دهیم چگونه جبران می شود؟ چرا در استخدام ها برای جبران فرصت های سوخته به ما سهمیه نمیدهند؟ چرا در دانشگاه ها برای جبران فرصت های تحصیلی سوخته به ما سهمیه نمی دهند؟ آیا این عدالت است که فرصت های ما را بگیرند و در مقابل جبران هم نکنند؟ آیا این درست است که کنکور ما و دختران یکی باشد؟ آیا می توان دونده با مانع را در مصاف با دونده بدون مانع قیاس کرد؟ چرا هیچ کس نمی بیند که چه مسئولیت های سنگینی در خانه پدر و خانواده خودمان بر عهده داریم؟ چرا امکانات کافی که در اختیارمان نمیگذارند هیچ، امکاناتمان را هم میگیرند؟ چطور ممکن است شما بر عهده شخصی خرجی خانه پدر و خرجی زندگی مشترک را تکلیف کنید ولی از لوازم ایفای این مسئولیت منعش کنید؟

در شرایطی که بیکاری پسران در حدود 25 درصد است دولت اهم توجه خود را بر ایجاد شغل برای دختران فارغ التحصیل قرار می دهد. این در حالی است که تمامی مسئولیتهای مالی زندگی بر عهده پسرها است و عملاً پسرها به واسطه سربازی از بسیاری از فرصت های شغلی جا میمانند.


کارایی حقیقی

رفتار مسئولین ما مانند رفتارشان در مترو است. جهت رفاه حال بانوان واگن های زنان را زیاد میکنند اما هیچ توجهی ندارند که این واگن ها به قطار اضافه نشده است بلکه از واگن های آقایان کم شده است! بله تحصیلات دانشگاهی هم برای مردان و  هم برای زنان خوب است اما وقتی امکانات محدود است، وقتی سن تحصیل محدود است، وقتی سن استخدام محدود است چرا باید جهت رفاه حال یک عده، یک عده دیگر را از لوازم ایفای مسئولیت محروم کنیم؟ ویلفردو پارتو میگوید: زمانی به کارایی بالاتر می رسیم که همزمان با بهبود وضعیت یک نفر، وضعیت شخص دیگری را تنزّل نداده باشیم. حالا خوتان قضاوت کنید آیا بهبود وضعیت زنان همزمان با تنزل دادن جایگاه مردان، کارایی محسوب میشود؟

در همین راستا ضروری است در جهت ایجاد عدالت اجتماعی، ایجاد فرصت های برابر، همچنین در جهت بهبود کارایی و فراهم نمودن امکانات لازم برای انجام وظائف، سهمیه‌ي 80 درصدی در دانشگاه سراسری و استخدام های دولتی به آقایان تعلق گیرد.

نقل با ذکر منبع مجاز است


برچسب‌ها: حقوق مردان, حقوق زن, سربازی, اشتغال, خدمت نظام وظیفه
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم مرداد 1391 توسط برزو |
ابتدا لازم است اشاره شود قانون مشخصي در ارتباط با حقوق خانواده در كشور وجود ندارد و شايد مشكل اصلي همين بي قانوني باشد.

در حالي كه براي موارد مختلف بعد از انقلاب تلاشهاي مختلف شده تا قانون مدون وجود داشته باشد اما در حيطه خانواده اين سعي و تلاش ها بسيار ناچيز و اندك بوده است .

متاسفانه بايد اشاره كنم اگر تلاشهاي انجمنهاي بانوان سعي داشته كه به حقوق زنان توجه شود و همين تلاش ها به همراهي گروه ها و تشكل هاي ديگر منجر به تصويب قوانيني مثل حق حضانت و يا مهريه به نرخ روز و اصلاح مقررات طلاق و . . . .  شده در مقابل كمترين اهميتي به حقوق خانواده داده نشده است .در اين سالها سعي گروههاي خاص عموماً در جهت توجه به حقوق زنان بوده و هرگز به حقوق قسمت خيلي مهم جامعه انساني ايران با عنوان حقوق خانواده توجه نشده است ( بعنوان نمونه ).

قوانيني كه در اين رابطه مراجعين دادگاهها را راهنمائي ميكنند حقوقي مثل مهريه، نفقه، طلاق و حضانت مي باشد كه بصورت دست و پا شكسته كشتي قضاوت قضات را به پيش ميبرد . و مي توان گفت دادگاهها اصلاً مجالي براي اصلاح خانواده ها و حل مشكل آنها ندارند .

بعضي از دوستان در سوالات خود مي پرسند براي ممانعت از ترك منزل و عدم تمكين زوجه چه كاري ميتوان انجام داد? و جوابي ندارم كه بدهم چون در قانون ضمانت اجرائي براي الزام به تمكين وجود ندارد ، اما از طرف ديگر براي عدم پرداخت نفقه ضمانتهاي اجرائي حقوقي و كيفري مشخصي در قانون در نظر گرفته شده است به اين ترتيب كه از محكوميت مالي تا مجازات كيفري زندان براي اين مساله در نظر گرفته شده است و اين در حاليست كه نفقه و تمكين حقوق متقابل زوجين نسبت به يكديگر ميباشد ، يك طرف اينقدر سختگير و سمت ديگر رها شده است .

بديهي است مردان جامعه ما براي مراجعه به قانون در موارد اختلاف خانوادگي اقبالي نشان نمي دهند و سعي مي كنند خوشان قانون باشند و بي عدالتيها و ظلمهايي كه به زنان ميشود گاهي ريشه در همين قوانين ناقص دارد .

مردان زيادي را ديدم كه اندكي بعد از عقد و ازدواج بخاطر درخواست مهريه از طرف زوجه آماده روانه شدن به زندان شده اند ، اين در شرايطي است كه طبق قانون مدني رياست خانواده در حيطه خانواده از خصائص مرد است و يا در ماده قانوني ديگري از قانون مدني آمده است زن بايد در خانه اي كه مرد تهيه ميكند سكني گزيند (آيا با توجه به اينكه زن شوهرش را روانه زندان ميكند و محل سكونت مرد زندان است مرد ميتواند نسبت به حقوق قانوني خود ادعايي داشته باشد ، بديهيست با اين اتفاق تمام حقوق قانوني خود را نسبت به همسرش از دست ميدهد) .تمام اين اتفاقات فقط به دلايل ساده اتفاق مي افتد و يكي از آنها مهريه غير متعارف و سنگين و خارج از توانائي مالي مرد ميباشد .

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

سابق اختيار كردن همسر براي مرد امكانات و وجهه خاصي ايجاد ميكرد و يكي از اين موارد تمكين و فرمانبرداري زن از شوهر بود تا جائي كه با ديدن بعضي از فيلمهاي قديمي نسبت به وجود آن روابط در حال حاضر، اقتدار مرد و مظلوميت زنان در خانواده دچار شك و ترديد ميشويم .

چيزي كه مرا در مواجهه با تضييع حقوق مردان آزار ميداده سكوت و تحمل زائد الوصف و غرور بعضي از آنها ميباشد .وقتي مردي را مشاهده ميكني كه بخاطر عدم تمكن مالي براي پرداخت مهريه و يا بخاطر اقساط و پيش قسط سنگين بايد به زندان برود فقط در او سكوت و غرور مشاهده ميشود و سعي ميكند در آينده نزديك اين صدمه حيثيتي و اجتماعي را به زوجه پاسخگو شود در حالي كه گاهاً بعضي از زنها بخاطر اينكه از طرف همسرشان مورد آزار و اذيت واقع شده اند دادگاه را سعي ميكنند بر سر قاضي خراب كنند  .

البته من اصلا وارد بحث حق حبس و تقاضاي مهريه نميشوم كه آن خود ديواني هزار صفحه ايست .

هم اكنون خيلي از دختران جامعه ما كه با مهريه 500 سكه اي كه خواسته خانواده ها و يا خودشان است بزور حاضرند پاي سفره عقد بنشينند بدون حتي يك سكه با پسرهاي جوان ارتباط برقرار ميكنند ، ارتباطهائي كه براي آنها هيچ حقوقي در پي ندارد و اين قسمتي از وقايع مربوط به بالارفتن سن ازدواج است .

دختر و پسري كه نيازهايشان جديست ولي ميدانند تا 5 و يا 10 سال ديگر خبري از ازدواج نيست چه بايد بكنند؟ و عملاً چه ميكنند .

لذا بنظر من مهريه سنگين و شرايط سخت ازدواج در يك جامعه نشان دادن چراغ سبز به پرورش جوانان بي قيد و بند و بي مسوليت است .

حالا با اين تفاسير فكر ميكنيد بالا بودن مقدار مهريه خيانت به حقوق مردان است يا زنان؟! .

مساله سكوت در مورد حقوق و مسائل خانواده فقط به قانون و دادگاه خلاصه نميشود همين مساله در عرصه جامعه و اينترنت هم مشهود است و عموم مردان ايراني حاضر نيستند مسائل و مشكلات خانوادگي خود را كه از قانون ناشي شده مورد نقد و انتقاد قرار دهند و به قوانين ناقص اعتراض كنند .

علت اصلي تغيير نكردن مقررات مربوط به خانواده و اصلاح بعضي از قوانين هم همين سكوت طولاني مدت كارشناسان و افراديست كه حقوقشان در حيطه خانواده دستخوش بي عدالتي بوده است .

عنوان حقوق خانواده در دفاع از حقوق تضييع شده اين ارگان اجتماعي بوده كه كمترين توجهي به آن نشده است و قانوني براي حمايت از آن نيست. قانون بدون انصاف هيچ كار آئي مثبتي در حيطه خانواده ندارد و در هر جاي جامعه نياز به انصاف باشد، خانواده از اولويت بالاتري براي اين منظور بر خوردار است ولي متاسفانه كمترین دلسوزی صورت نمیگیرد.

منبع: www.tebyan-zn.ir


برچسب‌ها: حقوق مردان, مهریه, حق حبس, تمکین, نفقه
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 توسط برزو |

یکی ازمسایلی که امروزه دربحث حقوق خانواده باعث ایجاد دغدغه ها ومشکلات فراوان برای خانواده های درشرف تاسیس شده موضوع ماده 1085 قانون مدنی یعنی حق حبس زوجه درمورد مهریه است.

مفهوم حق حبس:

این حق یک موضوع استثنایی وخلاف اصل درعقود معوض و بالاخص درعقد بیع(خريد و فروش) است. به موجب اين حق طرفین میتوانند تسلیم مالی را که بايد به طرف خود منتقل شود منوط به تحویل ما به ازاي آن کنند. استفاده از این حق معمولاً درجایی رخ میدهدکه طرفی که به این حق استناد میکند اطمینان کافی به طرف دیگر ندارد و بیم تضییع حق خودبعد از تحویل مال به وی را دارد.

قانونگذار با معوض دانستن عقدنکاح (مال در ازاي بهره جنسي) درماده 1085 قانون مدنی این حق را برای زوجه نیز قایل شده واذعان داشته:«زن میتواند تامهر به اوتسلیم نشده ازایفاي وظایفی که درمقابل شوهرداردامتناع کند ... واین امتناع مسقط حق نفقه نخواهدبود».

ایرادات واردبرحق حبس:

1-    عقد نکاح یک عقد معوض نیست تا بتوان برای آن عوض ومعوضی درنظرگرفت به این صورت که مهررا مابه ازاي بهره جنسي از زوجه دانست؛ زيرا در اين صورت وقتي مهريه نامشروع، مجهول، غیرمقدور، غیرقابل تسلیم یامستحق للغیر باشد باید برای زوجه حق فسخ عقدنکاح را قایل شد وحتی درمواردی عقد نكاح را باطل دانست در حالي كه اینگونه نیست و مشهور فقها فرموده اند فساد مهریه موجب فساد عقد نکاح نمی گردد.

حتی باکمی تأمل میتوان این موضوع را خلاف کرامت انسانی دانست كه ازدواج دائم بهره مندي از جذابيت هاي شهواني زن در ازاي پرداخت مال به وي باشد.

مهریه هیچ ارتباطی باخود نکاح ندارد وقراردادی تبعی وسوای از آن است این درحالی است که تمکین جزئی ازخود عقد اصلی است و در جاهایی میتواند سرنوشت آنرا تغییر دهد مثلاً اگر زوجه به دلایلی قادر به تمکین خاص از زوج نباشد و این موضوع را قبل از ازدواج کتمان کرده باشد، زوج جاهل به موضوع حق فسخ نکاح را خواهد داشت ولی هرچندزوج درمورد مال موضوع مهریه، مالکیت، جنس، مقدار،کیفیت، وجود یاعدم وجود آن و.... تدلیس وتقلب کرده باشد زوجه هیچ اختیاری درمورد فسخ نکاح ندارد.

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

ازطرف دیگر اگر مهریه و تمکین عوض و معوض هستند چرا درصورتی که شوهر زن خود را قبل ازنزدیکی طلاق دهد باید نصف مهرالمسمی را به زن بپردازد (ماده 1092 ق.م)؟ دراینجاکه زن بدون هیچ عوضی مالک نصف مهریه (که امروزه معمولاً مبلغ بسیارهنگفتی است) میشود درحالی که اگر آن را درمقابل تمکین بدانیم این مورد اخیر هیچ تناسبی باعدالت معاوضی ندارد.

همانطورکه میبینیم این دوموضوع (تمکین ومهر) کاملاً مجزا ازهم باقواعد خاص خود میباشند ونمیتوان آنها راعوض و معوض و در مقابل هم و هم ارزش یکدیگر تلقّی کرد.

2-    یکی دیگر از ایرادات وارده این است که زوجه برای دریافت مهر خود حتی پس ازتمکین نیز ضمانت اجرای حقوقی و کیفری(حبس زوج درصورت امتناع ازپرداخت مهر يا عدم ثابت شدن ناتواني وي) دارد و حتی میتواند ازطریق اداره ثبت هم درجهت توقیف اموال وی اقدام کند. درحالیکه میدانیم زوج درصورت اثبات عدم تمکین زوجه، هیچ ضمانت اجرايی ندارد.

3-    مورد 2 در خصوص زوجی بیان شد که توانایی پرداخت مهریه به صورت یکجا را داشته باشد ولی درمورد زوجی که معسر بوده و ناتوان ازپرداخت مهریه به صورت یکجا باشد بالاخص با وجود رای وحدت رویه شماره708 مورخه 22 مرداد1387 هیأت عمومی دیوان عالی کشور(که هم دربین حقوقدانان وهم دربین فقها مخالفان چشمگیری دارد) ایراد شدیدتری وارد است. چون این رأی بیان میدارد که اگرمهریه ازطرف دادگاه برای زوج تقسیط شود حق حبس زوجه کماکان به حال خود باقی است و تا آخرین قسط را دریافت نكرده میتواند ازتمکین خودداری نموده و البته این عدم تمکین مسقط نفقه نخواهدبود. دراین حالت تنها راهی که زوج دارد این است که یا او را طلاق داده و نصف مهرش را بدهد که باتوجه به اعسار زوج این مورد منتفی است و یا صبرکند تا قسط های مهریه همسرش تمام شود بعد از وی تقاضای تمکین کند. که باز همانطورکه فوقاً اشاره شد زوجه میتواند به این درخواست پاسخ منفی بدهد.

مثال:

 اگر زوج قادر به پرداخت یکجای مهریه (110 سکه) نباشد و دادگاه بعد از احراز ناتوانی وی حکم به تقسیط آن از قرار هر دو ماه یک سکه (در تاريخ 22/5/91 برابر 790 هزار تومان!) بدهد کل مهریه را باید طی 18 سال به زوجه بپردازد و در این مدت اگر زوجه باز بر استفاده ازحق حبس خود مصر باشد زوج چاره ای جز 18سال صبر ندارد!!! یعنی اگرزوج در24سالگی اقدام به این ازدواج مبارک! نموده باشد درسن 42 سالگی (اگرزنده باشد) حق دارد زندگی مشترک را با همسرش شروع کند و تازه این حق وی ضمانت اجرایی در قانون ندارد! این یعنی عدالت اسلامی!!!

یادآورمیشویم که اگرهدف، دفاع ازحقوق زن است بهتر این است که راههایی انتخاب شود که به استحکام خانواده ها کمک کند نه به نابودی آن.

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

4-    امروزه هیچ خانواده ای بدون اطلاع از وضعیت مالی پسری که به خواستگاری دخترشان آمده پاسخ مثبت نمی دهند. دختر هنگام عقد علی رغم علم به بی بضاعتی زوج وعدم توانایی پرداخت مهریه زیاد به صورت حال، مبلغ هنگفتی را به عنوان مهر خود تعیین میکند و قبل ازاینکه از پسر تمکین کند به استناد حق حبس آنرا مطالبه میکند. این درحالی است که علم وآگاهی کامل ازوضعیت مادی ومعیشتی وی دارد و حین العقد میدانست که او قدرت برتسلیم این مقدار مهریه را به صورت حال ندارد. دراینجا این سوال مطرح است که آیا این زن حق استفاده از حق حبس رادارد یاخیر؟

دراین حال وقتی زوجه میداند که زوج به میزانی استطاعت مالی ندارد که بتواند به صورت حال مبلغ را بپردازد و با این حال با آن مهریه به عقد پسر در می آید، بدیهی است که یا قصد ندارد فعلاً آنرا دریافت نماید ویا اصلاً قصد ازدواج ندارد بلکه میخواهد ازاین طریق تحصیل مال کند به همین خاطر نباید برای وی حق حبس قایل شد و میتوان گفت که وی حق حبس خود را به صورت ضمنی ساقط کرده وقبول کرده که دریافت مهریه را به تمکین دربرابر شوهرش ربط ندهد البته برای توجیه این نظر به قواعد «لاضرر» ، «عدل وانصاف» و «اقدام » نیز استناد شده است که ما برای اجتناب از افراط در آوردن مطالب تکراری از توضیح بیشتر دراین مورد خودداری میکنیم.

نتیجه گیری

بنابرآنچه گفته شد هدف قانونگذار از قائل شدن حق حبس درعقد نکاح حمایت از حق زن برای دریافت مهریه اش می باشد. اما این حق نه تنها کارایی مثبتی برای زوجه ندارد بلکه بسیار هم مضر به حال خانواده و بالتّبع مضر برای خود زن است. مطالعه پرونده های مختومه دراین خصوص بیانگر این واقعیت است که کار اکثر قریب به اتّفاق این چنین خانواده هایی به طلاق کشیده میشود. بنابراین از قانونگذار انتظار میرود به همان اندازه که سعی دارد برای حمایت ازخانواده (البته زنان!!) اختیارات مرد درخانواده را ـ که همگی ریشه فقهی ومذهبی دارد ـ درزمینه طلاق به حداقل برساند، مواردی از قبیل حق حبس را به نفع خانواده تغيير دهد.

همانطور که در قوانين جديد، مرد حقوقی چون ازدواج مجدد،جلوگیری ازاشتغال زن به کارسابق، حضانت فرزند و غيره را ازدست داده، لازم است بسیاری قوانین حذف و قوانینی که بیشتر درصدد تحکیم خانواده ومانع از اضمحلال آن باشد وضع گردد. این موضوع نه تنها مخالفتی با دین مبین اسلام ندارد بلکه ازآنجایی که ازخانواده دراسلام به نهادی مقدس یادشده و بر حفظ آن تأکیدات فراوان شده کاری بسیار زیبا و پسندیده است.

به امید داشتن خانواده ای آرام و جامعه ای سالم

منابع:

www.adalatgazaee.com

www.vekalat.org

www.pajoohe.com


برچسب‌ها: حقوق مردان, مهریه, حق حبس, تمکین, نفقه
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم مرداد 1391 توسط برزو |

با توجه به اختصاص دادن برخی رشته ها به پسران تعداد زیادی از رسانه های غربی فارسی زبان به نقد این مطلب پرداختند اما چند مطلب در نقدهای این رسانه ها مطرح نشد:

1. یکی از دلایل این اختصاص دهی رشته های دانشگاهی بازار کار این رشته ها بود که برخی از فعالان حقوق زنان گفتند چرا در جامعه ما باید اصولا برخی کارها در عرف مردانه باشد،یک مطلب مهم این است که در جامعه ما نه تنها مردانه بودن برخی کارها همانند همان کشورهای غربی جا افتاده است و بیشتر زنان از آن کارها خودداری می کنند (البته خوب تعداد کمی زنان در آنها اشتغال دارند)، بلکه در کشور ما نه تنها در عرف بلکه به صورت قانونی تامین خرجی خانواده تنها به عهده مرد است و اگر مرد نتواند خرجی خانواده را تامین نماید یک مجرم است، متاسفانه در رابطه با این عرف و قانون هیچکس صحبت نمی کند،منظورم این است که اگر قرار باشد فرصت شغلی زن و مرد برابر باشد باید این قانون حذف شده و عرف و فرهنگ آن نیز تغییر یابد.

2. در عرف جامعه ما این گونه است که اصولا مرد باید حقوق بالاتر از زن داشته باشد  و اصولا مردی که بیکار باشد یا درامدش از زن کمتر باشد نباید به خواستگاری زن کارمند یا با درامد بالاتر برود و در نتیجه ازدواج خیلی محدود می شود و حتی مرد باید مهریه هم بدهد و...

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

3. یک استدلال غیر منطقی که در این رسانه ها مطرح گردید این است که برخی دختران چون در کنکور ریاضی رتبه خوب می آورند پس از پس رشته های فنی خوب برمی آیند،این استدلال کاملا غلط است زیرا با توجه به کنکور و دروس آن موفقیت در کنکور ایران اصلا تضمین کننده این نیست که فرد در رشته های مهندسی کارآمد باشد و اصولا هوش با کارایی فرق دارد،به عنوان مثال فردی که اختراعات زیادی به عنوان مثال در کامپیوتر یا الکترونیک دارد ممکن است در کنکور ریاضی رتبه 2000 کسب نماید اما به احتمال زیاد کارایی بیشتری در رشته برق یا کامپیوتر دارد اما اگر بخواهد در دانشگاههای تهران تحصیل کند باید رشته های مهندسی شیمی یا ... را انتخاب نماید که در آنها نه کارایی دارد و نه علاقه ای به آنها دارد ،اصولا جامعه ما به شدت مدرک گراست که باعث استفاده نکردن از کارایی افراد می شود و اصولا ضعف فرهنگی جامعه ما در همین شیوه گزینش افراد در دانشگاه و محل کار است،مثال دیگر بزرگترین متفکر قرن بیستم آلبرت اینشتین است که لیسانس دبیری فیزیک داشت و یا ادیسون که با وجود اختراعات مختلف خود مهندسی را متحول کرد اما از لحاظ سابقه آکادمیک وضعیت مطلوبی نداشت و احتمالا در کنکور ریاضی ایران شاید این افراد رتبه بدی کسب می کردند.

اگر می خواهید عرف یک جامعه را تغییر دهید باید این تغییر همه جانبه باشد.

منبع:iranmasculinism.blogfa.com


برچسب‌ها: حقوق مرد, دانشگاه, بومی سازی فرهنگی, خانواده, فرهنگ سازی ازدواج
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم مرداد 1391 توسط برزو |
در یکی از وبلاگ های زنانه،irwomen.blogfa.ir، یکی از کاربران با بیان برخی احکام اسلامی ـ مستقل از قوانین موضوعه و به روز کشور ـ سعی در تاریک نشان دادن وضعیت زنان در ایران کرده است. لازم است در اینجا پاسخی به این نحو تصوّرات بدهم؛

نام کاربر: یه دختر

نظر: «این رو باید به اقایون روحانی گفت که تمکین رو در هر شرایطی به غیر از زمان عادت ماهیانه حق مرد میدونن

حتی اگر زن بی حوصله باشه حتی اگر زن خسته باشه حتی اگر زن رضایت نداشته باشه
کاری ببه جایی میرسونن که اجبار زن به تمکین از ابزاری مثل کتک زدن و یا سختگیری در خوراک و پوشاک می رسونن
ایا این خشونت جنسی علیه زن نیست؟
ایا وقتی در جنگ زنی را به کنیزی میگیرند و او را از همسر و فرزندانش جدا میکنن و به عنوان ام ولد به خانه خود میبرند زن را قربانی خشونت جنسی نکردند؟
ایا وقتی دختر شیر خواری به به اذن پدر به عقد مردی در می اورند او را قربانی خشونت جنسی نکردند؟»

پاسخ من:

با سلام

فکر میکنم نگاه کاملی به موضوع نکرده اید و از دید یک طرفه موضوع را بیان نموده اید؛


1. تمکین زن از شوهر طبق قانون الزامی است مگر موارد بسیار اندکی که استثنا شده است. دقیقاً همانطوری که تأمین نفقه بر عهده مرد است تحت هر شرایطی. به هر حال ازدواج مسئولیت دو طرفه است. جالب است با وجود الزامی بودن تمکین، در قانون کشور ما برای جلوگیری از نشوز (عدم تمکین زن) هیچ گونه ضمانت اجرایی قانونی وجود ندارد در حالی که ترک انفاق از سوی مرد مجازات هایی مانند زندان، جریمه مالی و حق طلاق زن به همراه اخذ مهریه دارد.

جمله هم ارز صحبت شما را نیز عرض می کنم:

"حتی اگر مرد بی حوصله باشد حتی اگر مرد خسته باشد حتی اگر مرد رضایت نداشته باشد. کار را به جایی میرسانند که در اجبار مرد به نفقه از ابزاری مثل زندان و جریمه مالی و طلاق و مهریه زن استفاده می کنند"

Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

2. بحث کنیز که سالیان درازی است سالبه به انتفاع موضوع شده است. یعنی اصلاً شرایط جنگ های امروزی آن چیزی نیست که قبلاً بوده و در کل کشور ما یک کنیز هم یافت نمی شود. ضمناً وقتی می فهمیم به کنیزی گرفتن زنان ظلم مردان به ایشان نیست که بدانیم مردان و پسران بالغ کافر در صورت اسارت در جنگ اعدام می شوند و زنان به کنیزی گرفته می شوند!! ضمناً به محض تولد اولین فرزند آن زن کنیز از مرد مسلمان، آن زن آزاد می گردد.

ضمناً یکی از موارد خشونت شدید علیه مردان در جوامع قدیم اخته کردن مرد بود که به مراتب خشونت بار تر است و یک پسر را برای همیشه از جنسیت داشتن محروم می کردند. خشونت جنسی قطعاً ضعیف تر از خشونت جانی است و اخته کردن از شدیدترین انواع خشونت جنسی است.


3. بحث ازدواج طفل شیرخوار را لطفاً کامل مطالعه بفرمایید چون اصلاً اونجوری که شما میگید نیست و با دختری که به تکلیف نرسیده به هیچ وجه نزدیکی مجاز نیست. ضمن اینکه الان این قضیه در کشور ما تقریباً مصداقی ندارد.


لطفاً با یک بیان ناقص و نادرست از احکام اسلام سعی نکنید تبعیض علیه مردان را در قوانین کشور ما زیر سوال ببرید. قوانین کشور را هم ارز با قوانین صدر اسلام در نظر نگیرید چرا که در 20 سال اخیر وضعیت حقوق زن در ایران موجب تحولاتی اساسی شده است.

با ما بر اساس قوانین خودمان رفتار میکنند نه قوانین صدر اسلام! بنابراین در بررسی حقوق زن و مرد در شرایط کنونی کشور به قوانین روز مراجع کنید نه قوانین صدر اسلام.


برچسب‌ها: حقوق مرد, حقوق زن, مهریه, تمکین, نشوز
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم مرداد 1391 توسط برزو |

بحث خشونت زنان علیه مردان ازجمله مباحث غیرملموس و مطرح نشده در جامعه است. شاید بتوان گفت اصولاً مطرح کردن این بحث برای بسیاری از مردم بیشتر شبیه طنز است و اساساً بسیاری از افراد وجود چنین پدیده ای را در جامعه منکر می شوند. به عقیده آنان در جامعه بیشتر خشونت مردان علیه زنان وجود دارد و عکس آن مصداق خارجی ندارد.

اما واقعیت این است که اگرچه خشونت مردان علیه زنان بسیار بارز است اما این دلیل نمی شود که خشونت زنان علیه مردان را که به شکلی پنهان در جامعه وجود دارد، منکر شد. در واقع در جهان امروز دغدغه اصلی جوامع بشری احقاق حقوق زنان در زیر لوای تشکل های زنانه است. این در حالی است که هیچ منبع و مرجع قابل استنادی درباره حقوق مردانی که در جامعه زندگی می کنند، وجود ندارد.

در هر حال پرسشی در این بین مطرح است که ریشه خشونت زنان علیه مردان را در کجا باید جست وجو کرد؟ دکتر دکتر سعید مدنی -آسیب شناس- نیز در این راستا می گوید: فاصله بین هدف و وسیله در نظام اجتماعی علت ساختاری خشونت است. به این معنا که وقتی افراد امکانات و منابع موردنیاز برای یک زندگی حداقلی برخوردار نیستند، واکنش پرخاشگرانه از خود نشان می دهند. به گفته این آسیب شناس، خشونت در درون جامعه ما اعم از خشونت مردان علیه زنان و عکس آن، ریشه در ناکارآمدی نظام اقتصادی و اجتماعی جامعه ما دارد.

طبق نظر ایشان زمانی که زنان با انگیزه های نه چندان واقعی پا به زندگی مشترک می گذارند با مشاهده کمبودهای واقعی، دچار نوعی احساس ناکامی در رسیدن به هدف می شوند. در نتیجه پرخاشگر شده و به آزار شوهر می پردازند.

خشونت های روحی
مطابق آماری که از دکتر معتمدی، مدیر کل سابق دفتر آسیب های اجتماعی تهران ارائه شده بیش از پنج تا ۱۰ درصد آمار خشونت های خانگی در مورد مردان به بهزیستی گزارش شده است. به عقیده وی، به طور تجربی مشخص شده که زنان مردها را بیشتر در ابعاد روحی و روانی آزار می دهند. او به عنوان یک روان شناس، به طور تجربی دریافته است که مردها از سوی زنان بیشتر از جنبه های روحی یعنی تحقیر، زیاده خواهی های مادی، محرومیت های جنسی و ... مورد خشونت واقع می شوند، اما آمار دقیقی از لحاظ اینکه چند درصد مردها مورد خشونت زنان واقع شده اند در دسترس نیست.
در این راستا دکتر سعید قشونی زاده - روان پزشک نیز عقیده دارد از دیدگاه روان شناسی خشونت را می شود در قالب ها و زیرشاخه ها مختلفی تقسیم کرد.یک قسم خشونت فیزیکی و قسم دیگر خشونت کلامی است؛ یعنی یک نفر ممکن است اهل زد و خورد نباشد و با نیش و کنایه خود را از زد و خورد بی نیاز کند. به گفته وی، این پدیده در جنس زن بسیار شایع است. یعنی با اینکه زن از لحاظ جسمی از مرد ضعیف تر است، اما به لحاظ کلامی بسیار قوی تر از مرد است، از همین رو، از این استعداد خود به عنوان یک حربه در برابر مرد استفاده می کند.
به عقیده این روان پزشک، بخش دیگری از خشونت زنان علیه مردان ناشی از اختلالات عصبی و روانی است که ربطی به این موضوع ندارد و در حیطه روان پزشکی قابل بررسی است.


Image Hosted by Free Photo Hosting at http://www.iranxm.com/

انتقام جویی زنان

اما بحث به اینجا ختم نمیشود. در گفتگو با مردانی که تحت خشونت از سوی همسران خود بوده اند دریافتیم که مردان روحیه ی گذشت بسیاری دارند و تنها زمانی که فرد مقابل موضوع را از حد خارج می کند عصبانیتشان فوران می کند و به ندرت به سطح خشونت فیزیکی می رسد. اما زنان با اندک کنش آزار دهنده احساس انتقام جویی می کنند و از مراتب پایین آزار روحی مرد، شروع می کنند.

در این میان حتی مردی وجود داشت که از سوی زن خود مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته بود. در این ماجرا زن تنها به خشونت فیزیکی نیز قناعت نکرده و از حق حبس خود نیز بهره جسته بود.

خشونت های قانونی علیه مردان

از دیگر موارد خشونت علیه مردان، نظام اجتماعی و قوانین ناقص در حوزه خانواده است. از یک سو نظام اجتماعی بنا به تصورات گذشته خود از وضعیت زنان در کشور اقدام به اخذ تضامینی قوی از مردان برای زندگی زنان می نماید. مصداق روشن این تضامین نیز مهریه (صداق) است. در این حال نظام قانونی از تصویب قانون به نفع زنان کوتاهی نکرده و به رغم وثائقی که نظام اجتماعی از مرد گرفته است باز هم اقدام به وضع قوانین به نفع زنان می نماید. در این شرایط برخی سودجویان با استفاده از پوشش قانونی کافی اقدام به اجرا گذاشتن مهریه نموده و مرد را به زندان راهی کرده یا همه اموال وی را تصاحب می کنند. 18000 زندانی مهریه فقط در سال 90 نتیجه حمایت های قانونی بیشمار از زن ایرانی است. این درحالی است که بسیاری از این افراد زندانی انسانهایی شریف و با آبرو هستند.

بنابراین شایسته است به واقعیت خشونت زنان علیه مردان به چشم یک معضل اجتماعی نگاه جدی شود تا همانطوری که زنان از حمایت قانونی در برابر خشونت مردان برخوردارند مردان گرفتار خشونت های زنانه، نیز از حقوق قانونی بهره مند شوند.
منبع:روزنامه کارگزاران


برچسب‌ها: خشونت علیه مردان, مهریه, زندانی مهریه, حقوق مردان, حق حبس
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفدهم مرداد 1391 توسط برزو |

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

.: Weblog Themes By Blog Skin :.

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ